صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

348

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

( 1 ) پيامبر در شهر مدينه عصر روز شنبه هفتم ماه شوال سال سوم ه . به مدينه بازگشت . وقتى به خانه رسيد ، شمشيرش را به فاطمه - ع - داد و گفت : عزيزم ! اين را بشوى ؛ چون حق خود را با من ادا كرده و شمشير خوبى بوده است . على بن ابى طالب نيز شمشير را به او داد و گفت : اين شمشير را بشوى ؛ چون با من راست آمد و شمشير خوبى بود . پيامبر فرمود : اگر تو حقّ نبرد را ادا كرده‌اى ؛ بىگمان سهل پسر حنيف و ابو دجانه با تو نبرد نيكويى كرده‌اند . « 1 » ( 2 ) كشتهء طرفين عمدهء روايات آن است كه كشتگان از لشكر مسلمانان به 70 نفر رسيده‌اند ؛ كه 41 تن از خزرج ، 24 تن از اوس ، يك نفر يهودى و 4 نفر مهاجر بوده‌اند . ابن اسحاق مىگويد : از مشركان 22 تن كشته شدند ؛ ولى پس از آمارگيرى دقيق و بررسى همه‌جانبهء نبرد ، اهل تاريخ مىگويند : كشتگان آنان 37 نفر بوده‌اند . « 2 » و اللّه اعلم . ( 3 ) مسلمانان ، پس از بازگشت از احد ، شب يكشنبه ، هشتم ماه شوال سال سوم ه . با حالتى فوق العاده و اضطرارى به سر بردند . خستگى ، خواب و آسايش آنان را آشفته كرده و بر هم زده بود . آنان همهء گلوگاهها و راههاى منتهى به مدينه را زير نظر داشتند و آن شب از جان مبارك پيامبر ، صيانت كردند ؛ چون از هر سو ، رويدادهاى نامشخصى پى هم مىآمد . ( 4 ) غزوهء حمراء الاسد پيامبر تمام شب در انديشه بود كه مبادا مشركان بازگردند ؛ چون از اين پيروزى [ هم چون فاتحان ] بهره‌اى نبرده بودند ، اكنون احتمال مىرفت ، پشيمان شوند و دوباره راه مدينه را در پيش گيرند . بنابراين حضرت تصميم گرفت كه آنان را تعقيب كند .

--> ( 1 ) - ابن هشام . ( 2 ) - همان .